غولیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غولیدن . [ دَ ] (مص ) گریزانیدن . (ناظم الاطباء) (اشتینگاس ). فراری دادن . شکست دادن . ◄ تحریک به جنگ . (اشتینگاس ). برآغالانیدن بر جنگ . (ناظم الاطباء). ◄ تحریک کردن . کسی را به کاری واداشتن . (شعوری ج ٢ ورق ١٩٠ ب ). ◄ سرزنش کردن . گله کردن . فحش و ناسزا گفتن . (اشتینگاس ). ◄ رفع تشنگی کردن . (اشتینگاس ) (ناظم الاطباء).