غنچه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(~.) گلوله کرده، غنده.<br>مترادفها و واژههای مرتبطشکوفه، غنجه، نوگلواژه قبلی: غنچة کبک دریواژه بعدی: غنچه خاطر