غنوده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(غُ دِ) (ص مف.)<BR>۱- به خواب رفته.<BR>۲- آسوده.<br>مترادفها و واژههای مرتبطآرمیده، آسوده، خسبیده، خفته، خوابیدهواژه قبلی: غنودنواژه بعدی: غنوند