غنه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(غُ نِّ یا نَُ) [ ع. غنة ] (اِ.)<BR>۱- آوازی که از بینی بیرون آید.<BR>۲- تحریری است از موسیقی که در هنگام غنا و سراییدن به خیشوم بینی ادا کنند. ؛ارباب ~ آوازخوانان.<br>
فرهنگ فارسی معین
(غُ نِّ یا نَُ) [ ع. غنه ] (اِ.) ۱- آوازی که از بینی بیرون آید. ۲- تحریری است از موسیقی که در هنگام غنا و سراییدن به خیشوم بینی ادا کنند. ؛ارباب ~ آوازخوانان.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غنة. [ غ ُن ْ ن َ ] (ع اِ) آواز در بینی . (منتهی الارب ). آواز بینی . (دهار). گرفتگی در آواز. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). آوازی که از خیشوم بیرون آید. (از قطر المحیط) . منگیدن . (منتهی الارب ذیل خُنّة). - ادغام بلاغنه و معالغنه ؛ هرگاه تنوین یا نون ساکن به یکی از حروف دوگانه ٔ «ل » و «ر» برسند ادغام بلاغنه است، مانند: لم یکن له، و هرگاه به یکی از حروف چهارگانه ٔ «یمون » برسند ادغام معالغنه است، مانند: هذا کتاب ٌ مبین . رجوع به ادغام شود. ◄ تحریری است از موسیقی که در هنگام غنا و سراییدن بخیشوم بینی و دماغ ادا کنند. (غیاث اللغات ) (آنندراج ) : مجلس ز پری رویان چون بزم سلیمانی با غنه ٔ داودی مرغان خوش الحانی . خاقانی . ای عندلیب جانها طاووس بسته زیور بگشای غنچه ٔ لب بسرای غنه ٔ تر. خاقانی . می چو عیسی و ز رومی ارغنون غنه ٔ انجیل خوان برخاسته . خاقانی (دیوان چ سجادی ص ٤٧٥). - ارباب غنه ؛ آوازخوانان : گویند که ایشان را با مغنیان و ارباب غنه خوش بوده . (مزارات کرمانی ص ٩٠).