غنثر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غنثر. [ غ َ ث َ / غ ُ ث َ / غ ُ ث ُ ] (ع ص ) نادان یا گول یا آنکه صحبت وی را ناخوش دارند، یا فرومایه، یا ناکس، و این دشنام است عرب را. یقال : یا غنثر (معرفة).(منتهی الارب ) (آنندراج ). یا غنثر، شتم ؛ ای یا جاهل او احمق او ثقیل او سفیه او لئیم . (اقرب الموارد).
غنثر. [ غ ُ ث ُ ] (اِخ ) وادیی است بین حمص و سلمیه در شام . رجوع به معجم البلدان شود.