غنام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غنام . [ غ َن ْ نا ] (اِخ ) ابن محمدبن غنام نجدی متوفی به سال ١٢٣٧ هَ . ق . فقیهی حنبلی بود. رجوع به معجم المؤلفین ج ٨ ص ٤١ شود.
غنام . [ غ َن ْ نا ] (اِخ ) نام شتری است . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
غنام . [ غ َن ْ نا ] (اِخ ) ابن اوس بن غنام خزرجی بیاضی بدری صحابی است . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ).