غموض
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غموض . [ غ ُ ] (ع اِ) ج ِ غَمض . (منتهی الارب ). رجوع به همین کلمه شود.
غموض . [ غ َ ] (اِخ ) نام قلعه ای از قلاع خیبر. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). یکی از قلعه های خیبرو آن حصن بنی الحقیق است، و بدانجا رسول خدا صفیه دختر حیی بن اخطب را بزنی برگزید و صفیه پیش از این زن کنانةبن ربیعبن ابی الحقیق بود. (از معجم البلدان ).