فرهنگ لغت

غمند

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

غمند. [ غ َ م َ ] (ص مرکب ) (مخفف غم مند). غمناک . (ناظم الاطباء) (فرهنگ شعوری ج ٢ ص ١٧٩ الف ). اصل این ترکیب غم مند بوده برای تخفیف یک میم را انداخته اند. (از فرهنگ شعوری ).

معنی غمند | فرهنگ لغت