فرهنگ لغت

غلیلة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

غلیلة. [ غ َ ل َ ] (ع ص، اِ) تأنیث غَلیل . (اقرب الموارد). رجوع به غلیل شود. ◄ زره یا میخ که حلقه های زره را فراگیرد. (منتهی الارب ). واحدة الغلائل، و هی الدروع او مسامیرها لجامعة بین رؤوس الحلق . (اقرب الموارد). ◄ بطینه که زیر زره پوشند. ج، غَلائِل . (منتهی الارب ) (آنندراج ). واحدة الغلائل، و هی بطائن تلبس تحت الدروع . (از اقرب الموارد).

معنی غلیلة | فرهنگ لغت