فرهنگ لغت

غلیظ کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

غلیظ کردن . [ غ َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تغلیظ. درشت و سخت و ستبر کردن . رجوع به غلیظ شود.

فرهنگ طیفی واژه‌دان

هم‌زدن، کره گرفتن غلیظ شدن، بستن، دلمه شدن، منعقد شدن، متراکم شدن، جامد بودن

معنی غلیظ کردن | فرهنگ لغت