غلچگی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(غَ چِ) (حامص.)<BR>۱- روستایی بودن.<BR>۲- زندگانی کردن مانند اوباش.<br>
فرهنگ فارسی معین
(غَ چِ) (حامص.) ۱- روستایی بودن. ۲- زندگانی کردن مانند اوباش.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غلچگی . [ غ َ چ َ / چ ِ ] (حامص ) روستایی بودن . دهقانی . رجوع به غلچه شود. ◄ اوباش بودن . زندگی کردن مانند اوباش . (از ناظم الاطباء). رجوع به غلچه شود.