غفلت ورزیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غفلت ورزیدن . [ غ َ / غ ِ ل َ وَ دَ ] (مص مرکب ) غفلت کردن . غافل بودن . ناآگاه بودن . بیخبر شدن . تغابی . تغاطس . تغاطش : لهو، غفلت ورزیدن از چیزی . تلهی، غفلت ورزیدن . (منتهی الارب ). اگر غفلتی ورزم بنزدیک اصحاب خرد معذور نباشم . (کلیله و دمنه ). هرکه ... مال بدست آرد و در تثمیر آن غفلت ورزد زود درویش شود. (کلیله و دمنه ).