غطیف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غطیف . [ غ ُ طَ ] (اِخ ) (بنی ...) قبیله ای از عرب . (تاج العروس ). رجوع به غطیف و عقدالفرید جزء١ ص ١٠٦ شود. صاحب تاج العروس گوید: بنی غطیف دو قبیله هستند: یکی از مذحج که فرزندان غطیف بن ناجیةبن مرادند از رهط فروةبن مسیک غطیفی صحابی، و دومی از بنی طی ٔ که فرزندان غطیف بن حارثه بن سعدبن حشرج بن امروءالقیس بن عدی بن اخزم بن هزومةبن ربیعةبن جرول طائی برادر «ملحان » که حاتم او را رثا گفت .
غطیف . [ ] (اِخ ) ابن حارثةبن حسل بن مالک بن عبدسعدبن جشم بن ذبیان بن عامربن کنانةبن حسل یشکری، مکنی به ابوکاهل پدر سویدبن ابی کاهل . مرزبانی او را در معجم خود آورده و گوید: وی مخضرم است و شعرنیز از او نقل کرده است . (از الاصابة جزء ٥ ص ١٩٧).
غطیف .[ غ ُ طَ ] (اِخ ) ابن عبداﷲبن ناجیةبن مراد. جد جاهلی است از کهلان از قحطانیة. (از اعلام زرکلی ج ٢ ص ٧٦٠).بطنی از «مراد» است . (از انساب سمعانی ورق ٤١٠ب ).