غطمطیط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غطمطیط. [ غ َ م َ ] (ع ص ) بحر غطمطیط، به معنی بحر غُطامِط و غَطَومَط است . (منتهی الارب ). بانگ موج آب . (مهذب الاسماء). به تمام معانی غطامط آمده است . رجوع به غطامط شود. ابن دریددر باب فعللیل آرد: و از جمله ٔ مصادری که بر این وزن (فعللیل ) آمده غطمطیط است، گویند: سمعت غطمطیط الماء، و از آن صوت اراده کنند، شاعر گوید : بطی ٔ ضفن اذا مامشی سمعت لاعفاجه غطمطیطا. (از تاج العروس ).