غضور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غضور. [ غ َض ْ وَ ] (اِخ ) آبی است بر چپ کوه رَمّان، و این کوه در کنار سلمی که یکی از دو کوه طیی ٔ است قرار دارد. (از معجم البلدان ). ◄ به قول ابن سکیت شهری است در میان مدینه و بلاد خزاعه و کنانه . عروةبن ورد گوید : عفت بعدنا من ام حسان غضور و فی الرمل منها آیة لاتغیر. (از معجم البلدان ).
غضور. [ غ َ ض َوْ وَ ] (اِخ ) نام جایی است . شماخ گوید : فأوردها ماء الغضور آجناً له عرمض کالغسل فیه طموم . (از معجم البلدان ).
غضور. [ غ َ ض َوْ وَ ] (ع اِ) شیر بیشه . (منتهی الارب ) (آنندراج ). اسد. (اقرب الموارد).