غضاض
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غضاض . [ غ َ ] (ع مص ) به تمام معانی غَض ّ در حالت مصدری است . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به غَض ّ شود. ◄ (اِ) بینی و آنچه بدان پیوسته باشد از روی، یا مابین بینی و بن موی پیشانی، یا پیشین سر و آنچه نزدیک آن است . از روی یا کرانه ٔ سر بینی، یا مابین اسفل و اعلای سر بینی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). العرنین و ما والاه من الوجه، و قیل : ما بین العرنین و قصاص الشعر، و قیل : مقدم الرأس و ما یلیه من الوجه، و قیل : روثة الانف نفسها، و قیل : ما بین اسفلها الی اعلاها. (اقرب الموارد).
غضاض . [ غ َ ] (اِخ ) آبی است بر یک روزه راه از اخادید. (منتهی الارب ). آبی است که فاصله ٔ آن تا طَرَق سه میل و تا «اخادید» یک روز راه است . (از معجم البلدان ).
غضاض . [ غ ُ ] (ع اِ) به تمام معانی غِضاض . در حالت اسمی است . (از منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به غَضاض شود.