غزل سرا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غزل سرا. [ غ َ زَ س َ ] (نف مرکب ) آنکه غزل سراید. غزلگو. غزلخوان . غزل پرداز : ماه غزل سرایی مرد ملک ستایم از تو غزل سرایی از من ملک ستایی . فرخی . زین روی باغ صف بتان ملک پرست ز آنروی صف رودزنان غزلسرای . فرخی . غزل سرای شدم بر شکرلبی گل خند بنفشه زلفی و نسرین بری صنوبرقد. سوزنی . نقل دهن غزلسرایان ریحانی مغز عطرسایان . نظامی . نه من بر آن گل عارض غزلسرایم و بس که عندلیب تو از هر طرف هزارانند. حافظ. ببود اندرین سرا غزالی غزل سرا به مو مشک تبتا به قد سروکشمرا.