غزل برداشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غزل برداشتن . [ غ َ زَ ب َ ت َ ] (مص مرکب ) غزل سراییدن . غزل گفتن . غزل خواندن : غزل برداشته رامشگر رود که پدرود ای نشاط و عیش پدرود. نظامی . مطرب از درد محبت غزلی خوش برداشت که حکیمان جهان را مژه خون پالا بود. حافظ (از آنندراج ).