غزغن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(غَ غَ) (اِ.) = غزغند: پوست غیر کیمخت که از آن کفش دوزند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(غَ غَ) (اِ.) = غزغند: پوست غیر کیمخت که از آن کفش دوزند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غزغن . [ غ َ غ َ ] (ترکی، اِ) پوست غیرکیمخت که از آن کفش دوزند. (برهان قاطع) (آنندراج ). پوستی که از غیر گاو به دست آید. (از فرهنگ شعوری ). ◄ دیگ طعام پزی . غزغان . (برهان قاطع) (آنندراج ). در تداول گناباد خراسان دیگ بزرگ که در آن شیره ٔ انگور میپزند. رجوع به دیگ شود.