غزر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غزر. [ غ َ ] (ع مص ) بسیارشیر گردیدن ناقه . (منتهی الارب ). بسیار شدن شیر. ◄ بسیار شدن اشک چشم . (منتهی الارب ). ◄ بسیار شدن باران . (مصادر زوزنی ). ◄ بسیار شدن علم . (مصادر زوزنی ). ◄ افزون گشتن چیز. (منتهی الارب ). اسم است به معنی کثرت . (اقرب الموارد): غزر آب، و جز آن، کثرت آن، تقول : «ماطاب و نزر خیر مما خبث و غزر». (از اقرب الموارد). رجوع به ُغزر و غزارت شود. ◄ نگاه کردن . (دزی ج ٢ ص ٢١٠). ◄ (اِ) آوندی است که آن را از گیاه دوخ و برگ خرما سازند. (از منتهی الارب )(آنندراج ). آنیة من حلفاء و خوص . (اقرب الموارد).
غزر. [ غ ُ ] (ع مص ) گزیدن کسی را از دیگران و خاص کردن . ◄ آویختن بر شتر پشم رنگین جهت دفع چشم زخم، درباره ٔ بچه نیز به کار رود. (منتهی الارب ).
غزر. [ غ ُ ] (ع اِ) غَزر. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به غَزر شود.