غزالی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غزالی . [ غ َ ] (اِخ ) لوکری . علی بن محمد غزالی لوکری، مکنی به ابوالحسن . رجوع به ابوالحسن شود.
غزالی . [ غ َ ] (اِخ ) چلبی . (متوفی به سال ١٤٣٧ م .) شاعری عثمانی و نامش محمد بود. در بروسا به دنیا آمد و در مکه درگذشت . در «بسفر» مسجدی و گرمابه ای و باغی ساخت، او راست : «دافع الغموم و رافع الهموم ». (از اعلام المنجد).
غزالی . [ غ َزْ زا ] (اِخ ) (متوفی به سال ٧٢١ هَ . ق .) علی بن محمد او ابن ابی قصیبه است و جز غزالی مشهور میباشد. او راست : کتاب «میزان الاستقامة لاهل القرب و الکرامة». (از کشف الظنون چ ٢ استانبول ١٩٤١م . ستون ١٩١٦).