فرهنگ لغت

غریب درکنک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

غریب درکنک . [ غ َ دَ ک ُ ن َ ] (نف مرکب ) (باد...) باد سرد که در آخر فصل ییلاق وزد و آنانکه به ییلاق رفته اند به شهر و جای خود بازگردند. رجوع به باد شود.

معنی غریب درکنک | فرهنگ لغت