غرور داشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غرور داشتن . [غ ُ ت َ ] (مص مرکب ) نخوت داشتن . متکبر و خودبین و خودپرست بودن . مغرور بودن . (ناظم الاطباء) : زاهد غرور داشت سلامت نبرد راه رند از ره نیاز به دارالسلام رفت . حافظ.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غرور داشتن . [غ ُ ت َ ] (مص مرکب ) نخوت داشتن . متکبر و خودبین و خودپرست بودن . مغرور بودن . (ناظم الاطباء) : زاهد غرور داشت سلامت نبرد راه رند از ره نیاز به دارالسلام رفت . حافظ.