غرود
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غرود. [ غ َ ] (ص ) دختری را گویندکه به شرط بکارت به شوهر دهند و دوشیزه نباشد. (برهان قاطع) (آنندراج ). زنی را گویند که به شرط دوشیزگی عروس کنند و دوشیزه نباشد. (جهانگیری ) : نرم نرمک چو عروسی که غرودآمده بود باز آنسوی برندش که از این سو بازآی . ابوالعباس (از جهانگیری ) (از فرهنگ رشیدی ). غرند. غرید. (حواشی برهان قاطع چ معین ). رجوع به غرند شود.