غروا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غروا. [ غ َرْ ] (اِ) قلم ناتراشیده . یراعه . (ناظم الاطباء) (فرهنگ شعوری ) : چنان است آنکه بی تأدیب استاد که باشد در نوشتن کلک غروا. ابوالمعانی (از فرهنگ شعوری ). ظاهراً مصحف غرو است . رجوع به غرو شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غروا. [ غ َرْ ] (اِ) قلم ناتراشیده . یراعه . (ناظم الاطباء) (فرهنگ شعوری ) : چنان است آنکه بی تأدیب استاد که باشد در نوشتن کلک غروا. ابوالمعانی (از فرهنگ شعوری ). ظاهراً مصحف غرو است . رجوع به غرو شود.