غرناطی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غرناطی . [ غ َ ] (اِخ ) (متوفی به سال ٦٧٣ هَ . ق .). احمدبن علی بن سعید اندلسی مالکی . او راست : «تاریخ غرناطه » و «ظل الغمامة فی مولد سیدتهامة». (از اسماء المؤلفین ج ١ ستون ٩٧).
غرناطی . [ غ َ ] (اِخ ) احمدبن علی بن احمدبن خلف انصاری، معروف به ابن بادش نحوی . رجوع به احمدبن علی و ابن بادش شود.
غرناطی . [ غ َ ] (اِخ ) (متوفی به سال ٧٠٧ هَ . ق . =١٣٠٨ م .) احمدبن زبیر غرناطی، دانشمند عارف به علم تاریخ . او راست «ذیل علی صلة ابن بشکوال » در تاریخ علمای اندلس . وی به غرناطه درگذشت . (اعلام زرکلی ج ١ ص ٣٩). در مآخذ دیگر صاحب ترجمه به نام احمدبن ابراهیم بن زبیر یاد شده . رجوع به همین کلمه در لغت نامه شود.