غرمی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غرمی . [ غ َ ما ] (ع ص ) زن گران جسم . (منتهی الارب ) (آنندراج ). المراءة الثقیلة. (اقرب الموارد). ◄ (اِ) (معرفة) به معنی «اما»(به تخفیف میم ) کلمه ای است جهت سوگند، یقال : غرمی وجدک، کما یقال : اما وجدک . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
غرمی . [ غ َ ما] (اِخ ) موضعی است . (منتهی الارب ) (معجم البلدان ).