فرهنگ لغت

غرلسو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

غرلسو. [ ] (اِخ ) نائب دمشق از طرف کتبغا، و مردی خوش سیرت و شجاع و خردمند و بزرگوار بود. هنگامی که «کتبغا» خلع شد امیرکبیر دمشق گردید. وی در جمادی الاولی سنه ٔ ٧١٩ هَ . ق . به سن ٦٠سالگی درگذشت . (از الدرر الکامنة ج ٣ ص ٢١٨).

معنی غرلسو | فرهنگ لغت