فرهنگ لغت

غر کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

غر کردن . [ غ ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) آهسته سخن گفتن از سر خشم . سخن گفتن اعتراض آمیز. ناخشنودی کردن با کلماتی نامفهوم . غر زدن . غرغر کردن . لندیدن . لندلند کردن . ژکیدن . قرقر کردن . رجوع به مدخل های مذکور شود.

معنی غر کردن | فرهنگ لغت