فرهنگ لغت

غذامیر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

غذامیر.[ غ َ ] (ع اِ) ج ِ غَذمَرَة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). کقوله : «رکام و حاد ذوغذامیر صیدح »؛ ای ذوزجرو زمجرة. (اقرب الموارد). رجوع به غَذْمَرَة شود.

معنی غذامیر | فرهنگ لغت