غدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غدن . [ غ َ دَ ] (ع اِمص، اِ) نیکی و نرمی و نازکی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). النَعمة و اللین . غُدنة. (اقرب الموارد). ◄ سستی . (منتهی الارب ). سستی و فترت، چنانکه گویند: و لم تصبه نعسة علی غدن . (از اقرب الموارد). ◄ سستی زمان میان دو پیغمبر. ◄ خواب . (منتهی الارب ) (آنندراج ). خواب و چورت . (از اقرب الموارد). ◄ فراخی معیشت . (تاج العروس ). صاحب منتهی الارب غدن را به معانی دسترس، فروهشته و به خواب شدن و نرم گردیدن نیز آورده ولی در اقرب الموارد و تاج العروس و سایر کتب لغت معتبر معانی دیده نشد، و غدن فعل مجرد و مصدر ثلاثی ندارد.
غدن . [ غ ُ ] (اِخ ) (بنو...) رجوع به بنوغدن شود.