غدانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غدانی . [ غ ُ نی ی ] (ع ص ) جوان نازک و نرم اندام : شاب غدانی ؛ جوانی نیکو و ناعم . (منتهی الارب )(آنندراج ). غدانی الشباب . در قول رؤبة آمده : بعد غدانی الشباب الابله ؛ مقصودش جوان تازه و با طراوت است . (از اقرب الموارد). ◄ (ص نسبی ) منسوب به غدانةبن یربوع، بطنی از تمیم است . (انساب سمعانی ).