غجوم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غجوم . [ غ ُ ] (ع اِ) مقلوب غموج، ج ِ غَمِج به معنی شتربچه، و آن در شعر حنظلةبن مصبح است . (منتهی الارب ) (آنندراج ). مقلوب غموج، ج ِ غمج، و به همان معنی است . (اقرب الموارد). ◄ مقلوب غموج که جمع غمج است و آن آبی است که شیرین نباشد. (تاج العروس ). نیز در ماده ٔ غمج چنین گوید: الغمج ککتف شتربچه که شیر خورد میان رانهای مادر... و آبی که شیرین نباشد. (تاج العروس ذیل غمج ). بنابر این غجوم و غموج هم بر شتربچگان و هم بر آبهای ناشیرین اطلاق شود. و در بعضی از فرهنگها که فقط به معنای نخست آمده کامل نیست . رجوع به غموج و غمج شود.