غث و سمین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غث و سمین . [ غ َث ْ ث ُ س َ ] (ترکیب عطفی، ص مرکب، اِ مرکب ) لاغر و فربه . (برهان قاطع) (آنندراج ). کنایه از اندک و بسیار. (برهان قاطع). ◄ کنایه از نیک و بد. ◄ کنایه از قوی و ضعیف . ◄ کنایه از توانگر و درویش . ◄ کنایه از دو چیز نقیض یکدیگر. (برهان قاطع) (آنندراج ) : وجود رحمت یزدان محمد عربی پناه ملک و ملک افتخار غث و سمین . ؟ (از آنندراج ). - سخن (کلام ) غث و سمین ؛سخن استوار و نااستوار. منسجم و غیرمنسجم . فصیح و غیرفصیح : این سخن مختصر اولیتر از آنک در سخن غث و سمین میگویم . مجیر بیلقانی . رجوع به غث و رجوع به سمین شود.