غبط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غبط. [ غ َ ] (ع مص ) رشک نمودن و آرزو بردن به حال کسی بی آن که زوال آن خواهد از وی .غبطه غبطاً و غبطة و منه فی الدعاء: «اللهم غبطاً لا هبطاً»؛ ای نسالک الغبطة و نعوذ بک ان نهبط عن حالنااو منزلةً بغبط علیها. ◄ دست بر دنب و تهیگاه گوسپند نهادن تا بداند که فربه است یا لاغر. ◄ دست بر پشت زدن که پیه دارد یا نی . (منتهی الارب ). ◄ راضی بودن . (دزی ج ٢ ص ٢٠٠). ◄ تحریک احساسات و تمایلات کسی . (دزی ایضاً). ◄ لذت بردن از. (دزی ایضاً). ◄ (اِ) دسته ٔ کشت دروده . ج، غبوط. (منتهی الارب ).
غبط. [ غ ُ ب ُ ] (ع اِ) ج ِ غابط. (منتهی الارب ). رجوع به غابط شود. ◄ ج ِ غَبیط. (منتهی الارب ). رجوع به غبیط شود.