غبطه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(غِ یا غَ طِ) [ ع. غبطة ]<BR>۱- (مص ل.) رشک بردن بر سعادت و نیکی کسی بدون بدخواهی نسبت به آن شخص.<BR>۲- شادمانی، خوشحالی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(غِ یا غَ طِ) [ ع. غبطه ] ۱- (مص ل.) رشک بردن بر سعادت و نیکی کسی بدون بدخواهی نسبت به آن شخص. ۲- شادمانی، خوشحالی.
مترادف و متضاد واژهدان
حسرت، رشک آرزو، تمنا سود، فایده، نفع سرور، شادی
فرهنگ طیفی واژهدان
رشک، طمع، زیادهطلبی، افزونطلبی، تکاثر، میل (اشتیاق)، رقابت، چشموهمچشمی، مسابقه مضایقه درتمجید حسادت
واژگان فارسی سره واژهدان
دریغ، آرزومند، افسوس