غاوشو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غاوشو. (اِ) آن خیار که برای تخم نگاهدارند. (فرهنگ اسدی ). رجوع به غاوش شود : زرد و درازتر شده از غاوشوی خام [ کذا ] نه سبز چون خیار و نه شیرین چو خربزه . لبیبی . شنگ . پاشنگ . (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ). ◄ عاشقی که عشق او به درجه ٔ اعلی رسیده باشد. (برهان ). ظاهراً مصحف غاش باشد. ◄ خوشه ٔ انگور نارسیده . (برهان ).