غال
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ.)<BR>۱- خانه، منزل.<BR>۲- آشیانة زنبور.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ.) ۱- غار، شکاف کوه. ۲- جای خواب گوسفندان در کوه. ۳- سوراخی در زمین که جانورانی مانند روباه و شغال در آن زندگی میکنند.
(اِ.) ۱- خانه، منزل. ۲- آشیانه زنبور.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غال . (اِ) خانه . منزل . (فرهنگ فارسی معین ). - پشه ٔ غال ؛ پشه دار و جای پشه . - ◄ نام درخت نارون است که آن را شجرة البق گویند و ترکیبی از همین ریشه است . رجوع به پشه غال شود.
غال . قال . - به غال گذاشتن کسی را ؛ با فریب او را ضامن دین خود کردن . - غال گذاشتن کسی را ؛ کنایه از فریفتن او را. و رجوع به ترکیب غال گذاشتن در ردیف خود شود.
غال . [ غال ل ] (ع اِ) زمین پست درختناک . ◄ روییدنگاه سلم و طلح . ◄ گیاهی است . ج، غلان در همه ٔ معانی . ◄ خانه ٔ چلپاسه . ◄ (ص ) بعیرٌ غال ؛ شتر تشنه . (منتهی الارب ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی