فرهنگ لغت

غابن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

غابن . [ ب ِ ] (ع ص ) سست در کار. سست کار. (آنندراج ). ◄ در تداول فقه، آن که در معامله طرف دیگر را مغبون می کند غبن فلاناً فی البیع و الشراء... خدعه و غلبه فهو غابن و المخدوع مغبون، و غبن فلاناً: نقصه فی الثمن او غیره فهو غابن و ذاک مغبون . (اقرب الموارد). زیان کننده . (دهار).

معنی غابن | فرهنگ لغت