عیضموز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عیضموز. [ ع َ ض َ ] (ع ص ) گنده پیر. (منتهی الارب ). پیره زال . (ناظم الاطباء). عجوز بزرگ . (از اقرب الموارد). ◄ شتر ماده ٔ درشت و فربه که کثرت پیه آن مانع آبستنی باشد، یا ناقه ٔ دراز بزرگ جثه، یا درشت گوشت گرداندام، یا ناقه ٔ درشت و درهم اندام که بنظر پرخشم نماید. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ سنگ بزرگ دراز. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).