عیصان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عیصان . (ع اِ) ج ِ عیص . رجوع به عیص (ع اِ) شود.
عیصان . (اِخ )کانی از کانهای عرب . (منتهی الارب ) (آنندراج ). از معادن بنی نمیربن کعب، در نزدیکی اُضاخ البُرم است، و درآنجا مردمی از بنی حنیفه ساکنند. و گویند آنجا ناحیه ای است در فاصله ٔ پنج روزی حجر، از اعمال یمامة، که در آن معدنی است ازآن ِ بنی نمیر. (از معجم البلدان ).