عیث
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عیث . [ ع َ] (ع مص ) تباه کردن . زیان و تباهی رسانیدن گرگ در رمه . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). فاسد کردن، چنانکه گویند: عاث الذئب فی الغنم ؛ یعنی گرگ گوسفندان را تباه و فاسد کرد. ◄ شتاب کردن در انفاق مال، و یا تبذیر و تباه کردن آن . (از اقرب الموارد). عُیوث . عَیَثان . رجوع به عیثان شود.