عیالوار
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) [ ع - فا. ] (ص مر.) کسی که خانواده و فرزند زیاد دارد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) [ ع - فا. ] (ص مر.) کسی که خانواده و فرزند زیاد دارد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عیالوار. [ عیال ْ ] (ص مرکب ) صاحب عیال . دارنده ٔ اهل و عیال . کسی که نانخور بسیار داشته باشد. (فرهنگ فارسی معین ). بسیارعیال . معیل . عیالمند. عیالبار. عیالدار. عائله دار.
واژگان فارسی سره واژهدان
پورمند
فرزندمند، خانواده دار، پرفرزند
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی