عیاف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عیاف . [ ع َ ] (ع اِ) عیاف و طریدة؛ هر دو از بازی های عربان است . یا عیاف بازیی است که زنان بدان بازی کنند. (منتهی الارب ) (آنندراج ). عیاف و طریدة؛ دو بازی است ازآن ِ عرب . (از اقرب الموارد).
عیاف . (ع مص ) ننگ داشتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ نپسندیدن شخص طعام یا شراب را و نخوردن و ننوشیدن آن . (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج ). ◄ ترک گفتن شخص آب را، در حالیکه تشنه باشد. (از اقرب الموارد). عَیف . عَیَفان . رجوع به عیف و عیفان شود.