عیارپیشه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عیارپیشه . [ ع َی ْ یا ش َ / ش ِ ] (ص مرکب ) کسی که عمل او حیله بازی و مکاری بود. (ناظم الاطباء) : عیارپیشه جوانی زناگری دزدی همی کشیدش هر روز رشته در سوفار. سوزنی . مستقبل را از همه یعقوب بن اللیث الصفار بود در اصل فرومایه ٔ عیارپیشه بود. (تاریخ طبرستان ). ◄ جوانمرد و فتی . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به عیار و عیاری شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی