عکک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عکک . [ ع َ ک َ ] (اِ) به معنی عکعک است که عکه باشد؛ و آن پرنده ای است سیاه و سفید ازجنس کلاغ . (برهان قاطع). رجوع به عکعک و عقعق شود.
عکک . [ ع َ ک َ ] (ع اِمص ) تیزی و سختی گرما بی باد. (منتهی الارب ). نوزیدن باد. (از اقرب الموارد). ج، عکِاک . (منتهی الارب ).
عکک . [ ع ُ ک َ ] (ع اِ) ج ِ عُکّة. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به عُکة شود.