عکش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عکش . [ ع َ ] (ع مص ) حمله کردن . (از منتهی الارب ). بازگشتن بر کسی، و گویند حمله کردن بر آن . (از اقرب الموارد). ◄ بافتن تننده خانه را. (از منتهی الارب ). بافتن عنکبوت . (از اقرب الموارد). ◄ گرد کردن و فراهم آوردن . (از منتهی الارب ). جمع کردن . (از اقرب الموارد). ◄ گرد گرفتن سگان گاو نر را. (از منتهی الارب ). احاطه کردن سگان ثور را. (از اقرب الموارد). ◄ سخت بستن کسی را. (از منتهی الارب ). «وثاق » کسی را بستن . (از اقرب الموارد). ◄ سبقت گرفتن بر کسی . (از اقرب الموارد به نقل از الاساس ).
عکش . [ ع َک ِ ] (ع ص ) موی مرغول . (منتهی الارب ). موی مجعد. (از اقرب الموارد). ◄ مرد که از وی نیکوئی نیاید.(منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ فراهم آورنده ٔ چیزی . (منتهی الارب ). جامع. (اقرب الموارد).
عکش . [ ع َ ک َ ] (ع مص ) پیچیده شدن موی و بر هم نشستن آن . ◄ بسیار و انبوه گردیدن گیاه و در خود پیچیدن آن . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).