عکس پذیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عکس پذیر. [ ع َ پ َ ] (نف مرکب ) عکس پذیرنده . نقش پذیر. انعکاس و تصویر پذیر چون آینه : صقلش از مالش سریشم و شیر گشته آیینه وار عکس پذیر. نظامی . چنان ز ضعف بود بی نظیرم روشن که در برابرم آیینه نیست عکس پذیر. عرفی .