عکر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عکر. [ ع َ ] (ع مص ) حمله کردن و بازگشتن . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).حمله بردن بر کسی . (تاج المصادر بیهقی ). واگردیدن . (المصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). عُکور. ◄ میل نمودن به جائی . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ باز گشتن به حرب . (از منتهی الارب ). ◄ باز گردانیدن خر خداوند را بسوی اهل و وطن خود. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
عکر. [ ع َ ک ِ ] (ع ص ) آب تیره، و دردی ناک از شراب و روغن و جز آن . (منتهی الارب ). آب که از غلظت رسوب نکند. (از اقرب الموارد).
عکر. [ ع َ ] (ع اِ) گله ٔ شتر زائد از پانصد، یا گله ٔ شصت شتر، یا از پنجاه تا صد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). عَکَر. و رجوع به عَکَر شود.