عویند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عویند. [ ع ُ وَ ن ِ ] (اِخ ) دهی است مر بنی خدیج را. (منتهی الارب ). قریه ای است در یمامه ازآن ِ بنی خدیج، برادران بنی منقر. (از معجم البلدان ).
عویند. [ ع ُ وَ ن ِ ] (اِخ ) آبی است مر بنی عمروبن کلاب را. و گویند آبی دیگر مر بنی نمیر را. (از منتهی الارب ). گویند آبی از آبهای بنی نمیر است در بطن الکلاب . (از معجم البلدان ).